شعر بسيار عالي از حضرت استاد مرحوم مشيري انتخاب كردم كه اين شعر به سفارش برخي از دوستان و همراهانم در مركز شهرستان مشكين شهر انتخاب شده است اميد است عذر حقير را كه از تاخيرهايي كه در آپديت شدن سايت پيش مي آيد پذيرا باشيد
از همان روزی که دست حضرت " قابيل"
گشت الوده به خون حضرت "هابيل"
از همان روزی که فرزندان "ادم "
- صدر پيام اوران حضرت باری تعالی-
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشيد
آدميت مرد!
گر چه ادم زنده بود
از همان روزی که "يوسف" را برادر ها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون ديوار چين را ساختند
ادميت مرده بود
بعد دنيا هی پر از ادم شد و اين اسياب
گشت و گشت
قرن ها از مرگ ادم هم گذشت
ای دريغ
ادميت بر نگشت!
قرن ما
روزگار مرگ انسانيت است!
سينه ی دنيا زخوبی ها تهی است
صحبت از ازادگی پاکی مروت ابلهی است
صحبت از موسی و عيسی و محمد نا بجاست
قرن موسی چمبه ها است !
من که از پژمردن يک شاخه گل
از نگاه ساکت يک کودک بيمار
از فقان يک قناری در قفس
از غم يک مرد در زنجير
حتی قاتلی بر دار!
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرين ايام زهرم در پياله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم؟
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
وای! جنگل را بيابان می کنند!
دست خون الود را در پيش چشم خلق پنهان می کنند
هيچ حيوانی به حيوانی نمی دارد روا
انچه اين نامردمان با جان انسان می کنند
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نيست
فرض کن يک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
در کويری سوت و کور
در ميان مردمی با اين مصيبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفت و گو از مرگ انسانيت است!

فريدون مشيری
نوشته شده توسط علی فرجی خیاوی در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 10:17 موضوع معصومیت از دست رفته | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم

www.khiavy.com سایت خیاو آماده دریافت انتقادات و پیشنهاد تمام عزیزان میباشد یا علی مدد
اولا قبل از ورود به مطلب امروز بر خود وظیفه میدانم پیام تبریک و تهنیتی عرض نمایم به تمامی دوستانی که امسال از آزمون ورودی دانشگاه ها قبول شده و در ادامه مسیر تعالی علمی قدم نهاده اند. و از خداوند متعال بر تمامی کسانی که در ارتقا علمی خود و کمک به جامعه فرهنگی محیط اجتماعی خود تلاش مینمایند توفیق ارزومندم
اما مطلب امروز
وقتی به روزهایی که در دانشگاه اردبیل بودم فکر میکنم همیشه وقتی پای در شهر مرکز استان میگذاشتم با تغییرات جوی اردبیل احوال من هم متحول مشد (آخر یکی از مزایای شهر اردبیل تنوع اب و هوایی انجاست مثلا صبح علی الطلوع هوا بسیار سرد . ظهر بسیار گرم و عصر هم باد . طوفان و گاها باران و برف و تگرگ)همیشه فکر میکردم چرا در شهر ما یک دانشگاه یا دانشکده برای استفاده همشهریان افتتاح نشده است و اگر هم شده دانشگاه آزاد یا پیام نور که جوابگوی همه اقشار جامعه نبود بلکه فقط نیاز پولداران شهر و کارمندان عزیز تامین شده .در هر حال همیشه با خودم کلنجار میرفتم که چرا مثلا خواهران دینی مشکین شهری ما باید ساعت ها در میدان وحدت زیر باران و برف و سرما و گرما منتظر اتوبوسهایی باشند که هم عمرشان در قبرستان های ماشین فقط موجود میباشد یا مثلا چرا در نمین دانشگاه دولتی و سراسری وابسته به مرکز استان باشد و.لی در مشکین شهر بزرگترین ندامتگاه ها افتتاح شود چرا در شهری مانند مراغه که از لحاظ پوشش جمعیتی و مساحت جغرافیایی تقریبا شبیه مشکین شهر می باشد دانشکده های مختلف سراسری باشد اما مشکین شهر با این همه سابقه دیرینه فرهنگی اندر خم یک کوچه باشد اوایل بیشتر تقصیر ها را گردن نماینده ها و مسولین می انداختند ولی وقتی ادمی با زبان منطق به فکر مینشیند میبیند که خیر خیرین محترم شهر ما که در کار وقف بوده اند در حبس مال خود در راه رضای خدا متاسفانه بسیار جاهلانه برخورد نموده اند از میدان امام خمینی که به طرف دروازه اردبیل قدم بزنیم میبینم چنید مسجد در کنار هم احداث شده اند که واقفین محترم میتوانسند در وقف این اوقاف یک مسجد با جامعیت که بتواند پاسخگوی منطقه چایپاره و اطراف باشد احداث نمایند و باقی املاک را صرف احداث دانشگاه های مختلف می نمودند که نکردند . و ما امروز شاهد این چنین مساجدی خالی از حضور مردم و هرگونه تبلیغات مذهبی نبودیم
نوشته شده توسط علی فرجی خیاوی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 12:35 موضوع معصومیت از دست رفته | لینک ثابت
ادرس وبلاگ اهل مشکین شهری به وب سایت خیاوی تغییر کرد www.khiavy.com منتظر نظرات سازنده شما هستیم
اعوذ بالله من شر الوسواس الخناس
خدایا به تو پناه میبرم از هر وسوسه های پنهانی
تا به حال شاید همه ما بارها و بار ها در کوچه و خیابان شهر مان و جامعه مان افراد نخاله ای را دیده ایم که مزاحم دیگران میشوند و انواع اقسام برخورد ها را هم با این جور جماعت میبینیم مثلا یکی رو میبینیم که به دختر خانم با شخصیتی مزاحمت ایجاد میکند و در این جور مواقع ما عکس العمل های مختلفی را هم از طرف همین خواهر دینی و جامعه شاهد هستیم مثلا بعضی وقتها با خشونت و گاه با سکوت و گاه با مجادله . و متاسفانه گاه همه با بی تفاوتی از کنارشان میگذریم و طرف هم برای حضانت از ابروی خود سکوت اختیار میکند و میدان را برای تعرض های دیگر اماده میکنیم . یادم میاید دوسال پیش ساعت حدود حوالی 12 ظهر بود و خیابات تقریبا خلوت , که داشتم از مسجد به طرف دکه روزنامه فروشی اقای مشکبار میرفتم تا روزنامه مورد علاقه ام را تهیه کنم در مقابل شیرینی فروشی اسربار شاهد یکی از همین صحنه ها بودم که واقعا یکی از روزهای بسیار تلخ برای خود من بود البته روزنامه وزین شهرمان خیاو همین موردی را بنده مینویسم منعکس کرده بود که پسر جوانی حول و حوش 23 ساله با ایجاد مزاحمت به خانم جوانی موجبات برخورد شجاعانه خواهر دینی مان شد که این جوان مزاحم با کمال وقاحت با چند سیلی پاسخ دفاع خواهرمان از عفت خود داد و همه ما طبق معمول فقط تماشاچی بودیم اخر ما در همه چیز تماشاگر هستیم و درس خود را خوب اموخته ایم که به ماچه مردتیکه ای عوضی دست بر نامحرم و ناموس مردم بلند میکند مگر ما مدعی العموم هستیم یا قاضی القضاه . آن روز بسیار برایم این صحنه تلخ بود و چند وقت با خود کلنجار میرفتم که چرا این قدر انسان میتواند از مبانی انسانیت دور شود چرا ارزشها ضد ارزش شده است چه شده است مارا ؟! اما امروز وقتی صحنه هایی را میبینم که موجبات ترویج فساد و فحشا در شهر شده اند دیگر آن صحنه ها برایم سنگینی قبل را ندارد .
حدود دوماه است که امتحانات ترم را تمام کرده به شهرمان برگشته ام و با دوستان قرار گذاشتم که برای استفاده از هوای ازاد شهرمان و استفاده از طبیعت با صفای خیاو چایی هر روز صبح به این دامن پر مهر و عاطفه سبلان رفته و درس محبت ورزیدن بیاموزم اما متاسفانه این خطه پاک طبیعت از فساد ما انسانهای پلید جان سالم به در نبرده است و روزی خواهد شد باز ناله خواهد کرد
احتمالا همه شما پراید ابی مایل به یشمی (متاسفانه با اینکه 21 سال از خداوند عمر گرفته ام هنوز رنگ ها را خوب نمیشناسم ) به رانندگی
دوستان و بازدیدکنندگان محترم از این که قسمتی از متن پاک میشود با تمام وجود معذرت میخواهم چرا که عده ای از دوستان مرا امر نموده اند که باید این قسمت از نوشته پاک شود و من نیز بر خود وظیفه میدانم مطیع اوامر تمام دوستان باشم چرا که هدف اصلی براه انداختن سایت خیاوی دات کام این است که از نظرات و انتقادات سازنده دوستان نهایت استفاده را بنماییم و حال زمان وفای عهد است . در چند روز اینده وب با ادامه مطلب به صورت دیگر در خدمت شما خواهد بود
از تمامی دوستانی که مطلب معصومیت از دست رفته باعث رنجش خاطرشان شده مدیریت سایت خیاوی دات کام پوزش می طلبد به امید ساختن مشکین شهری با فرهنگ انتقاد پذیری . یا علی مدد
نوشته شده توسط علی فرجی خیاوی در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 9:39 موضوع معصومیت از دست رفته | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
اینجانب علی فرجی خیاوی متولد ۱۳۶۴ از شهرستان مشکین شهر می باشم که هم اکنون در حال تحصیل در دانشگاه مشهد در رشته فلسفه و رشته فقه ومباني حقوق هستم امروز برای اینکه بتوانم با دوستانی همچون شما ارتباطی تنگاتنگ برقرار کنم و به تبادل افکار بنشینم این وب سایت را با اجازه گرفتن از امام رضا مویلایمان که هر روز پنجره چشمانمان با گنبد طلایی اش خورشید را می بیند وبا نوازش شیرین عطر زیارت جانمان روح می یابد طرح ریزی کردم اگر خواستید هر آن موقع که یادی از این رفیق بنمایید خوشحالم میکنید امید وارم بتوانم که در این خطوط جز عشق ننویسم و جز به عشق نگویم و جز به عشق نخوانم و همه با هم جز به عشق نمانیم که هر انچه می آفریند عشق است و هر آنچه می پروراند عشق پس هر آن کس عاشق شد یا علی گوید تا عشق آغاز کنیم . . . . . . . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اهل مشکین شهرم
علی خون بهای عشق
تقسیم عادلانه
سبلان مکتب شناخت حقیقت
گلبرگ های سیاه
باخیشلار
کاش اولمیایدی بی ائل
سبلان مکتب شناخت حقیقت
من حاشیه نشین هستم
سیب سرخ دل من
حرف دل تنگی
آخرین سرمایه
فریادعشق
فیلتر شکن
به بهانه جام جهانی
تو بگو و گر نه گویم
تنهای شهر تنهایی
به بهانه روز پدر
من امدم تو نبودي
آتش دل
چند دوبیتی
آواز سگ ها و آواز گرگ ها
پاییز بهاری
شعر طنز
یزدان عزیز
معصومیت از دست رفته
لحظه ديدار
معمای دانشجویی
در محضر بزرگان
شب یلدا
آبشار نگاهت
ای باز گشته
زنداني
دوستان
دوستان خوب مشکین شهری من
اقای حبیبی
ایدین خیاوی
خانم داداش زاده
وبلاگ دانشگاه ازاد اسلامي مشكين شهر
اپادانا
انا
اقای حمید نجف اوغلی خیاوی
دکتر جعفری
تیغ سرخ
گاه نوشته های یک دوست
نشریه خیاو
دانشجویان عزیز مشکین شهری
باران عشق
اقاي ابوالحسن زاده
دنياي ماشين
شيمي دان ( رفيق راه )
يك راه
سر دبير
خريد اينترنتي بليط هواپيما
خريد بليط قطار
خانه نقد اشعار
پريخان
بازار نت
نادر الهي
قاصدک مشکین شهر
وبلاگ اميد عزيز
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
طراح قالب
POWERED BY