ياس های سپيد

 

شعر زيباي ياسهاي سپيد از استاد بزرگوار جناب رسول نجفيان تقديم تمام ياسهايي كه دوستشان دارم  

 

هر بامدادگاه
با ياد روی تو
 گلهای ياس را
 پرواز می دهم
 به شهر فرشتگان
تو يک فرشته ای
 که تنها منان جمع
افتاده ای به بند
تنهايی ترا
ديشب کبوتری
از پشت شيشه های اتاق محقرم
فرياد کرد و رفت
 ای دستهای تو سرشار از خدا
ای چشمهای تو لبريز رنجها
برخيز و بال خويش
 بگشای سوی عشق
 که در آن ديار پاک
يک خسته دگر در انتظار توست

 


 

نوشته شده توسط علی فرجی خیاوی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت