متن جوابيه بنده به وبلاگ ((ازدواج موقت در مشكين شهر )) به آدرس اينترنتي www.tempomar.blogfa.com
سلام و عرض ادب خدمت دوست بزرگوار آقای ....اولا بايد تقدير و تشکر از شما کرد چرا که زحمت کشيده ايد و برای اقناع خوانندگان وبلاگتون وقت گذاشته ودر جهت پاسخگويي ادله و برهان آورده ايد و اين کار شما عملی است ستودنی و در شان شخصيت شما . اما بايد عرض کرد مستشکل در مقام استشکال ( که البته بنده خود را در اين جايگاه نميدانم ) گاها اقناع نمی شود که اين يا از جهل مرکب خود مستشکل نشات مي گيرد يا از طرف مقابل که ادله اش جامع و مانع نيست و به نظر شخصی بنده در حال حاظر اقامه برهان شما همين مشکل را دارد البته موکدا عرض ميكنم نظر شخصی بنده شايد هم خطا و ناصواب باشد که بر نوشتار حاظرچند مورد ميتوان اشکال کرد 1- اينکه فرمايش شما مبنی بر فلسفه ازدواج موقت که از آن دو برداشت ميشود يکی اينکه بنده را در مقام شخصی ،که منکر ازدواج موقت در فقه شيعه هست قلمداد نموده ايد البته از سياق سخنتان اين برداشت ميشود که اين منظر و نگاه به نظر قبلی من اشتباه است چرا که ازدواج موقت را بنده در دين مبين اسلام و فقه جعفری به طور اتم منکر نبوده و نيستم بلکه تا کيد بنده بر اين است که در شرايط کنونی اين که ما علم برداريم که ای مردم بيايد ازدواج موقت کنيم نميتواند كار معقولي باشد و ناكارآمد براي رسيدن به هدفي كه به دنبالش هستيد . ضرورت اجتماعی بودن ازدواج موقت قابل قبول بنده نيز ميباشد و سخن حق را بايد پذيرفت اما در حال حاظرامری است نتنها مفيد فايده نيست بلکه مضر و مهلک است كه براي اين ادعا هم دليل دارم 1- اگر ما قائل به رواج علني ازدواج موقت شويم و اين امر به صورت محسوس در جامعه رواج يابد اولين ضربه اي كه متوجه مردم اجتماع ميشود اين است که بنياد خانواده سست و رو به زوال مينهد اگر به فطرت سليم خودمان رجوع كنيم اذعان ميكنيم كه اگر مثلا دختر و پسر جواني كه در اوان جواني قرار دارند اگر همان روزهاي اول طغيان غريزه جنسي به ازدواج موقت روي بياورند به نظر شما ميتواند ثبات روانشناختي جنسي داشته باشد يا خير ؟ البته امروز علم روانشناسي با اتكال به علوم و فنون جديد (البته سواي مكتب هاي افراطي چون فروديسم ) به اين سخن بنده اذعان دارند كه اگر هر لحظه كه انسان هواي شهواني بر او غالب شد بتواند به نحوي از انحا خود را ارضا كند نميتواند در آينده همسري مطلوب و پدر و مادري ايده آل براي خانواده اش باشد چرا كه اين فرد هميگونه رشد شخصيتي مي بابد و به دنبال تنوع طلبي در موارد جنسي خواهد بود و از طرف ديگر علوم ديگري چون جامعه شناسي خانواده يا حقوق خانواده امروز بر اين سخن بنده صحه گذاشته كه ازدواج موقت فعلا در عرف و فرهنگ جامعه امروزين ما جايي را بصورت بنگاه همسر يابي ندارد چرا كه هر كدام از ما اگر به زندگي خودمان رجوع كنيم ميبينيم كه خودمان و خانواده يمان اجازه نميدهيم يكي از افراد خانواده تن به چنين عملي دهد. امر غريزه جنسي فقط اطفا ميل جنسي نيست چرا كه در وراي اين مهم مسايلي چون عشق وابستگي روحي نهفته است ايا كسي كه با چندين نفر ميتواند از همان اوان جواني آرامش جنسي يابد ميتواند در آينده به خانواده خود وفا دار بماند ؟ مسلما خير البته متاسفانه در اين موارد حقير اندكي جانب ادب را مراعات نكردم و پوزش ميطلبم .براي نمونه فيلم سينمايي من ترانه 15 سال دارم نمونه بارز همين حرفهاي حقير است كه بنده توصيه ميكنم اين فيلم را تهيه كرده و نگاه كنيد مضامين خوبي دارد . 2-آری ضرورت اجتماعی بودن ازدواج موقت نه تنها قابل قبول است امافلسفه آن فقط فرونشاندن آتش غريزه جنسی هدف اصلی ازدواج موقت نيست که شما اينقدر به آن دامن زده ايد گفتم که بهتر است اندکی در مورد آن تحقيق بفرماييد بد نيست چرا که ازدواج موقت در جامعه 1400سال قبل عربستا ن و در آن شرايط بهرانی فرهنگی و آن مردم عوام عربستان از باب اکل ميته بود چرا كه يك انسان بدوي مي خواست در قالب اسلام عزيز صاحب انديشه صحيح انساني _ اسلامي گردد آري ضرورت ايجاب ميكرد در آن شرايط بهراني فرهنگي و خصوصا اقتصادي و(شغلي _ارتباطي)در عربستان و از سوي ديگر بلوغ فكري و اجتماعي مردمان آن زمان نيزكه با روزگار امروزي بسيار تفاوت دارد دست به دامن ازدواج موقت شوند . پس اگر ما هنگامي كه فلسفه ازدواج موقت را در همه ابعادش اعم از فكري فرهنگي اجتماعي اقتصادي سياسي و از همه مهمتر روانشناختي مورد مطالعه قرار دهيم مي بينيم كه امروز شرايط با ديروز خيلي فرق كرده است آيا باز هم بگوييم ضرورت اجتماعي مسئله به همان اندازه قبل و قبل تر بوده است ؟ ! 3- در قسمتي از احتجاج خود فرموده ايد(اين احكامي كه فرموده ايد موضوعش توسط اسلام از ميان برداشته شده و احكام آن نيز در راستاي محو تدريجي سنت برده داري بوده است، اما آيا ميل جنسي نيز مانند اين هاست كه احكامش نيز مشابه ان ها باشد؟ مخصوصا آن نوع ازدواجي كه اسلام روي آن تاكيد نيز دارد آيا به نظر شما در رديف اين احكام قرار دارد؟)بله بنده نيز قبول دارم اسلام عزيز در جهت ارتفاع اين احكام بوده است و نبايد اين موارد را با ازدواج موقت قياس كرد حرف حقي است و لي از سوي ديگر اسلام تاكيد چنداني هم بر آن ندارد كه مي فرماييد تاكيد هم داشته است علاوه بر آن هم بنده عرض كرده بودم كه اين موارد فقط مثال نقض براي از ميان رفتن برخي از احكام در فقه اثناعشري است و اگر ما كمي خلاقيت به خرج دهيم مي فهميم كه اگرچه ازدواج موقت ميتواند در شرايط بهراني ( كه البته از ديد بنده چندان هم بهراني نيست چرا كه هر كجا معنويت باشد همه چيز در سايه سار اين معنويت و بلوغ معنوي انسان ميتواند همه ابعاد زندگي اش را به صورت معقول و منطقي سروسامان دهد حتي غريزه جنسي. )ميتواند كارساز باشد(از باب همان اكل ميته ) اما نه به صورت علني و نه براي هر كس. اري اين امر ميتواند براي زن و مردهايي كه سن شناسنامه اي آنها بسيار بالاتر از فرد جواني باشد كه در كوره راه جواني قدم ميگذارد به زبان خودماني تر براي افراد نخاله اي كه به جز شكم و يك وجب پايين تر از شكم نمي انديشند و از جامعه و افراد جامعه چيزي جز آن نميخواهند همين حرف شما چه بسا كارساز باشد اما به نظر شما آيا به فرض جوان بيست ساله اي چون اقاي بابك كه بدنبال خانم جواني براي ازدواج موقت هست ميتواند درمان درد باشد ؟ ! حقير كه معتقدم خير شما را نميدانم البته در پايان عرايضم از اينكه با لحن تند گاها مينويسم پوزش ميطلبم و شما را دعوت به بحثي در پيرامون همين مسئله در شهر عزيزمان مشكين شهر قهرمان دعوت ميكنم چرا كه بنده اصل مطالعاتم در حيطه اسلام و مسايل اسلامي است و خوشحال ميشوم كساني در جهت ارتقا علمي بنده كوچكترين مسئله اي را ياد دهد (البته بعد از 14 تير) . از خداوند متعال براي شما و تمامي همشهريان عزيزم توفيق در سايه سار حضرت بقيه الله ( عج ) ارزومندم .
نوشته شده توسط علی فرجی خیاوی در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 17:39 موضوع | لینک ثابت
من نمیدانم که چرا می گویند زندگی کنکور است ؟
معنی بودنتان دانشگاه
چشمها را باید بست تا هیچ ندید و نشنید
این مزخرف ها را
این چند خط تقدیم تمام دوستانی که چند روز دیگر در روی صندلی کنکور خواهند
نشست مخصوصا به تیغ سرخ و اقا وحید عزیز که همیشه نسبت به حقیر لطف
داشته اند و دارند البته بروبچ موسسه ((هادیان علم ))هم که رو تخم چشمانمان
جای دارند در کل امیدوارم در این مرحله از زندگی هم موفق و منصور باشید و الله
یارتان
اینک این من سر به سودای پریشانی نهاده
داغ نامت را نشان کرده به پیشانی نهاده
گریه ام را میخورم زیرا که میترسم ز باران
مثل برجی خسته برجی رو به ویرانی نهاده
ازهراس گم شدن در گیسویت با دل چه گویم من
با دل این گستاخ پا در راه ظلمانی نهاده
ذره ذره می روم تحلیل سنگ ساحلم من
خویش را در معرض امواج طوفانی نهاده
شاعرم من یا تو ؟! ای چشمان تو امضای خود را
زیر هر یک زین غزل های سلیمانی نهاده
نوشته شده توسط علی فرجی خیاوی در سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
اینجانب علی فرجی خیاوی متولد ۱۳۶۴ از شهرستان مشکین شهر می باشم که هم اکنون در حال تحصیل در دانشگاه مشهد در رشته فلسفه و رشته فقه ومباني حقوق هستم امروز برای اینکه بتوانم با دوستانی همچون شما ارتباطی تنگاتنگ برقرار کنم و به تبادل افکار بنشینم این وب سایت را با اجازه گرفتن از امام رضا مویلایمان که هر روز پنجره چشمانمان با گنبد طلایی اش خورشید را می بیند وبا نوازش شیرین عطر زیارت جانمان روح می یابد طرح ریزی کردم اگر خواستید هر آن موقع که یادی از این رفیق بنمایید خوشحالم میکنید امید وارم بتوانم که در این خطوط جز عشق ننویسم و جز به عشق نگویم و جز به عشق نخوانم و همه با هم جز به عشق نمانیم که هر انچه می آفریند عشق است و هر آنچه می پروراند عشق پس هر آن کس عاشق شد یا علی گوید تا عشق آغاز کنیم . . . . . . . . .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اهل مشکین شهرم
علی خون بهای عشق
تقسیم عادلانه
سبلان مکتب شناخت حقیقت
گلبرگ های سیاه
باخیشلار
کاش اولمیایدی بی ائل
سبلان مکتب شناخت حقیقت
من حاشیه نشین هستم
سیب سرخ دل من
حرف دل تنگی
آخرین سرمایه
فریادعشق
فیلتر شکن
به بهانه جام جهانی
تو بگو و گر نه گویم
تنهای شهر تنهایی
به بهانه روز پدر
من امدم تو نبودي
آتش دل
چند دوبیتی
آواز سگ ها و آواز گرگ ها
پاییز بهاری
شعر طنز
یزدان عزیز
معصومیت از دست رفته
لحظه ديدار
معمای دانشجویی
در محضر بزرگان
شب یلدا
آبشار نگاهت
ای باز گشته
زنداني
دوستان
دوستان خوب مشکین شهری من
اقای حبیبی
ایدین خیاوی
خانم داداش زاده
وبلاگ دانشگاه ازاد اسلامي مشكين شهر
اپادانا
انا
اقای حمید نجف اوغلی خیاوی
دکتر جعفری
تیغ سرخ
گاه نوشته های یک دوست
نشریه خیاو
دانشجویان عزیز مشکین شهری
باران عشق
اقاي ابوالحسن زاده
دنياي ماشين
شيمي دان ( رفيق راه )
يك راه
سر دبير
خريد اينترنتي بليط هواپيما
خريد بليط قطار
خانه نقد اشعار
پريخان
بازار نت
نادر الهي
قاصدک مشکین شهر
وبلاگ اميد عزيز
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
طراح قالب
POWERED BY